آخرين حرف تا اطلاع ثانوی!

 خوب میتونم بگم این آخرین حرفای منه 27.gif

البته تا دو سه ماه دیگه که بازم برگردم .

دلیلشو نپرسین اصلا بذارین به پای اینکه دیگه نمی خوام واسه اینترنت پول خرج

کنم  البته این یه دلیل مصلحتیه بگذریم ....

خداحافظ

...........................................................................................

                                                   *****

چیزی

 برای ننوشتن دارم

حسی در این لحظات 

 که در ترجمه اش  عاجز مانده اندکلمات ...

شاید تنها حامی اش خط خطی های من باشد

یک روان نویس مدام بر روی کاغذ می چرخد!

آنقدر می راند تا روانی می شود !

حاصل تلاشش اما خط خطی های گم وپر رمز وراز !

هرگز چیزی برای نوشتن نیست وچیزی برای بازگفتن نیز .

تنها مینویسیم و میگوئیم ودوباره...

تا ثابت شود هستیم !

آن زمان که یک حس غریب

 مثل یک کرم فضول در قلب تو می لولد و

تو مجبوری احساست را از میان صافی بگذرانی!

این روزها به نسخه ی پزشک نفسم را از فیلتر فرو میدهم!

حتی افکاری که به مغزم میروند

 مهر ورود خورده اند !

مثل همه چیزی برای ننوشتن دارم وهیچ برای نوشتن....

                      *.*.*.*.**.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*

گفتی: دور گریه خط بکش که بزرگ شده ای !

خنده ها را خط بزن که آگاه گشته ای !

عشق را قلم بگیر

همان یک لیلی و مجنون دنیا را بس .

فکر را مچاله کن !

جزوه و کتاب هست ...

دور زیستن دور آغاز

دور شور و شعر و آواز...

خط بکش!

 یک خط قرمز ضخیم

به ضخامت رویای دیوانه ها: پرواز..

گفتم: همه ی مداد های قرمزم را دور می ریزم !

به روی آسمان می خندم 04.gif

پاک کن های فراوان دارم

برای پاک کردن تمام خط کشی های عجیب تو !

من دیوانه وار پاک میکنم

تو

هرچه می خواهی

خط بکش!!!!!!!!!!!!38.gif03.gif

/ 143 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مصطفی

با یاد حق سلام آپم...... برای آخرین بار تا....

mR- RazieL

az photo shop estefadeh koni behtare in hameh darde sar medad randi ham nadare taze brush hash ham bishtare :D

هاشمی

سلام خانوم مثل اينکه شما نميخواهی اعتصابتونو بشکنيد ما بهتون سر ميزنيم اما ......... یک چیز بنویس منفعل عمل نکن انشاالله موفق باشید

مهدی

عزيز گرامی سلام وبلاگ تير۸۴ مدتی را نبود...حالا آمده مقداری از دلايل نبودن و غيبتش را در يک دلنوشته٬نوشته است...روح اش درد کشيده٬منفجر شده و نويسنده اش آن را روايت کرده...و بعد...و بعد در انتها به يک آرامش شريفانه ايی رسيده!...می خواهد از اين به بعد در وبلاگش برای شما شريفانه بنويسد... با دستان پر مهر کلماتتان٬که روی شانه های خسته اش می گذاريد٬او را دلداری و راهنمايی بدهيد! کليک بی کلک تان روی نام وبلاگم را دوست دارم. مهدی

تراکر

khili ba hale u raper ke in tx haroo migi vali be ma ham sar bezan ok felan bye

مهدی

عزيز گرامي سلام مي داني كه وبلاگ تير84 يك وبلاگ گروهي است.براي دانشجويان ورودي هشتاد رشته ي ادبيات كه در ظهرگاه تلخ شانزدهم تيرماه سال 84 جشن!فارغ التحصيلي گرفتند و دانشكده اشان تمام.مهدي اي كه شما به عنوان نويسنده ي تير84 مي شناسيد،در واقع قصد داشت كه وبلاگي را راه بيندازد كه همه ي دانشجويان آن دانشكده در آن مطلب بنويسند و مباحثات فرهنگي داشته باشند...اما حالا وبلاگ تير 84 تك افتاده.بيشتر مطالبش را خود مهدي مي نويسد و چندتايي ديگر از دوستان...باقي همه رفته اند پي كار و زندگي شان. اين همه مقدمه نوشتم كه هم شرايط وبلاگمان را برايت توضيح دهم و هم بگويم: دوستي از آن عهد قديم،آمده،دلنوشته هاي غمگينانه ي مهدي را خوانده،دلش شكسته و كلام شيريني را برايم نگاشته...برايم نامه ي تلخي نوشته...اگر دوست داشتيد،بياييد نوشته ي او را بخوانيد...من خودم با خواندنش گريه ام گرفت و البته كمي دلخور شدم از صراحتش...شما نمي خواهد گريه كنيد...بياييد راهنمايي ام كنيد و نظر بدهيد كه آيا همانطور كه او گفته زخم هاي روح ام را به وبلاگ نشان بدهم يا نه؟...البته من به زودي جواب او را در وبلاگم خواهم داد. ممنون

مهدی

ديوستان عزيز نيلوفر نازنين غيبت طولانی ات از وبلاگت آسيب های جدی ای را در ريزش مخاطبانت خواهد نهاد...من که فراموش ات نمی کنم...اما از اين ۱۳۸ نفر قبلی بترس...جوابشان را ندهی می روند...اين روزها مخاطب کم پيدا می شود

مصطفی

پ.ن:دوستان مهربان! سلام گرم مرا پذیرا باشید باز هم شروعی دیگر.... یا علی(ع)

نيما

شما مطلب ننويسی به کسی بر می خوره؟